مطالعات فناوری و نوآوری

توئیتر و نژادپرستی

توسط cyberpajoohi

توئیتر و نژادپرستی

نگارنده: مهسا یزدانی، کارشناس ارشد مطالعات ترجمه، دانشگاه تهران

چکیده

با ظهور شبکه‌های اجتماعی مجازی، پدیدۀ جدیدی موسوم به « قلدری سایبری» شیوع پیدا کرده است. از مظاهر عینی این پدیده می‌توان به  «نژادپرستی » و «نفرت پراکنی» در توئیتر اشاره کرد که در سال‌های اخیر رشد چشمگیری داشته است. توئیتر با تمام تلاش‌هایی که برای مقابله با این پدیده انجام‌داده، هنوز موفق به ریشه‌کن کردن آن نشده است.  در مقاله حاضر، این مساله  در پرتو نظریه «جهان وطنی» مورد واکاوی قرار گرفته است. طبق این نظریه، انسان‌ها سوای مذهب، نژاد ، قوم و کشوری که بدان تعلق دارند، شهروند یک جهان واحد بوده و از اینرو باید تفاوت میان آنها را تحمل کرده و به آن احترام گذاشت. در چارچوب این نظریه که نقطۀ مقابل نژادپرستی است، استدلال می شود  که با ترویج جهان وطنی می توان از قلدری سایبری و نژادپرستی آنلاین، در نسل‌های آینده که شمار زیادی از کاربران فعال توئیتر را تشکیل خواهندداد، پیشگیری کرد.

کلید واژه ها: قلدری سایبری، نژادپرستی ، نفرت پراکنی، جهان وطنی، توئیتر

مقدمه

در سال ۲۰۱۲ جک دورسی[1]، بنیان‌گذار و مدیرعامل توئیتر[2]، طی مصاحبه‌ای که با شبکه پی بی سی[3] آمریکا داشت، دربارۀ اینکه کدام‌یک از دو شبکه اجتماعی توئیتر و فیس‌بوک[4] در جنبش های انقلابی اخیر شدت تأثیرگذاری بیشتری داشته است، پاسخ داد که هر دو تا حدی تأثیر دارند،اما توئیتر ذاتاً فضای بازتر و دموکراتیک‌تری دارد و درنتیجه شدت تأثیر آن بالاتر است. برخلاف فیس‌بوک که فقط محدود به همان شبکه‌ای است که اعضا تشکیل می‌دهند و هر اخباری که نشر داده شود فقط به افراد داخل همان شبکه مخابره می‌شود، در توئیتر این اخبار به سراسر جهان منتقل می‌شود.

دورسی در همان مصاحبه توئیتر را  مجرایی برای توزیع همدلی و بردباری معرفی کرد و اظهار داشت که هر چه این همدلی بین مردم کشورهای مختلف افزایش یابد، کشمکش و نفرت پراکنی کاهش می‌یابد. اما در ژوئیه ۲۰۱۶ اتفاقی در توئیتر رخ داد که باعث تشدید نفرت پراکنی شد. لزلی جونز[5]، کمدین و بازیگر سیاه پوست آمریکایی، در توئیتر مورد توهین و نفرت پراکنی قرار گرفت. افرادی ناشناس در توئیتر بی وقفه به او حمله کردند و او را با توئیت[6] های نژادپرستانه مورد آزار و اذیت قرار دادند. در پی این واقعه، جونز اعلام کرد که توئیتر را ترک خواهد کرد.

تویئتر ابتدا هیچ اظهار نظری دربارۀ این حملات نکرد، ولی بعد از گذشت یک روز اعلام کرد که این نوع رفتارهای توهین‌آمیز در توئیتر مجاز نیست و به‌حساب های کاربری توهین کنندگان رسیدگی خواهد کرد. اما گذشت زمان ثابت کرد که توئیتر برای حمایت از افرادی چون جونز که قربانی نژادپرستی و نفرت پراکنی شده اند، حاضر به اقدام نیست. درست است که توئیتر در سازمان دادن تظاهرات ها  و آگاهی بخشی به گروه‌های فرودست و عدالت خواه کمک می‌کند، درعین‌حال به افراد دارای اهداف شوم نیز آزادی عمل می‌دهد. برای مثال، دونالد ترامپ[7] در توئیت های خود، پیغام‌های نژادپرستانه منتشر می‌کرد. اما توئیتر علیرغم وعده‌هایش،  تاکنون موفق به برخورد  قاطعانه با این موضوع، بو از منظر جدیتی که لازم دارد، نبوده است.

دیوژن[8]، بنیانگذار مکتب کلبیون[9] در یونان باستان در پاسخ به این سؤال که اهل کجاست ، پاسخ داد: «من شهروند جهان هستم». بعدها رواقیون[10] این ایدۀ دیوژن را پروراندند و شالوده های نظریه «جهان وطنی[11]»  و «جامعه جهان وطنی» را پی ریزی کردند.

جامعۀ جهان وطنی، جامعه ای است که در آن افرادی از نقاط مختلف جهان بر اساس احترام متقابل با یکدیگر رابطه برقرار می کنند. در چنین جامعه‌ای، افراد صرف‌نظر از عقاید متضادشان، می توانند باهم روابط متقابلاً احترام‌آمیز داشته باشند.

سؤال پژوهش

آیا تکیه بر مفهوم جهان وطنی می‌تواند نسل‌های آینده را از نژادپرستی دور سازد و پدیدۀ قلدری سایبری را ریشه‌کن کند؟

چارچوب نظری

مقاله حاضر در تلاش برای پاسخ به سؤال فوق نظریه «جهان وطنی» را به عنوان چارچوب مفهومی و نظری خود اتخاذ می کند. این نظریه اساساً تفرت پراکنی و غیریت سازی را برنمی تابد و قائل به این است که افراد فارغ از هر نوع هویت، ملیت، نژاد، رنگ پوست ، مذهب و ایدئولوژی ای که دارند، این حق را ندارند که خود را برتر بدانند و بر اساس این برتری کاذب، در مقابل افرادی که ازنظر خودشان فرودست هستند، قلدری کنند. نظریه جهان وطنی از طرفی تنوع فرهنگی و ترکیب چند فرهنگی را تشویق می‌کند و از طرف دیگر ملی‌گرایی افراطی را رد می‌کند.

پیشینه تحقیق

در مقاله‌ای با عنوان «هشتگ کردن تنفر: استفاده از توئیتر برای ردیابی نژادپرستی آنلاین»[12]، زبان نژادپرستانه در توئیتر واکاوی شده است. استدلال اصلی این مقاله اثبات این حقیقت است که توئیتر ابزاری برای شناسایی نژادپرستی آنلاین است. هر چه قدمت توئیتر بیشتر می‌شود، بیشتر تبدیل به‌وسیله ای برای «ترول ها»[13] می‌شود تا قرارداد اجتماعی را، به‌گونه‌ای که در خیابان‌ها قادر نیستند، به چالش بکشند.

در سال ۲۰۰۹، شعار توئیتر از «دارید چه‌کار می‌کنید؟» به «چه اتفاقی در جریان است؟»تغییر یافت (راجرز، 2014)، و همین شد که توئیتر به فضایی برای گردآوری اخبار و دنبال کردن وقایع دنیا تبدیل شد.  دورسی، بنیانگذار توئیتر می‌گوید که توئیتر همیشه در زمان بلایای طبیعی، بلاهای ساخت دست بشر، رویدادها، کنفرانس‌ها، انتخابات ریاست جمهوری و یا آن چه که با عنوان «تجربیات مشترک عظیم » از آن نام می‌برد، کار خود را به‌خوبی انجام داده است( سارنو، 2009 ب). اعضای توئیتر می‌توانند با جستجوی کلمات کلیدی دربارۀ هر واقعه‌ای که می‌خواهند، مطلب پیدا کنند و بخوانند و این‌گونه این حس به آن‌ها داده می‌شود که در این وقایع به‌طور همزمان دخیل هستند.
استفاده از توئیتر برای ردیابی نژادپرستی در فضای آنلاین، به ما این فرصت را می‌دهد که درک بهتری از عبارات نژادپرستانه که رایج‌تر بودند، داشته باشیم و مهم‌تر از آن، این‌که ببینیم در چه زمینه‌ای به کار می‌روند.  اگرچه صحبت کردن درباره مسائل نژادی در جامعه امری غیر متمدنانه به نظر می‌آید، این ادب در فضای آنلاین از بین می‌رود. همین موارد گستاخی هستند که سطح تبعیض نژادی را مشخص می‌کنند .

در سال ۲۰۱۳، نویسنده مقاله فوق با روش ای پی آی[14]، سعی در پیگیری تعداد دفعاتی که کلمات نژادپرستانه در شهرهای خاصی در کانادا توئیت شده‌اند، کرد. این شهرها عبارت بودند از: ادمونتون، کلگری، ونکوور، مونتریال، تورنتو و وینیپگ[15]، و علل انتخاب آن‌ها کلان‌شهر بودن آن‌ها و نیز آمار بالای این شهرها در جنایات نژادی در سال ۲۰۱۰ بود. نویسنده مقاله از برنامه هوت سوییت[16] برای این تحقیق استفاده کرد، چراکه این برنامه به کاربر این اجازه را می‌دهد تا علاوه بر استفاده از کلمات کلیدی در جستجو، از موقعیت جغرافیایی نیز بهره ببرد. البته ازآنجایی‌که تعداد معدودی از کاربران توئیتر موقعیت جغرافیایی خود را هنگام توئیت کردن اعلام می‌کنند، این آمارگیری به‌طور محدود انجام شد.

طبق نتایج به‌دست‌آمده از این تحقیق، شهرهایی که بالاترین تعداد شهروندان بومی را داشتند، از واژۀ «بومی» به معنای منفی آن استفاده می‌کردند و در تورنتو و مونتریال، دو شهری که بالاترین تعداد شهروندان سیاه‌پوست را دارند، واژۀ «کاکا سیاه»[17] با مفهوم منفی استفاده‌شده بود. بعد از تحلیل موضوعی توئیت ها، هفت دسته‌بندی زیر نشان‌دهندۀ طرز استفاده زبان نژادپرستانه در توئیتر در این شش شهر کانادایی هستند: ۵۰% پاسخ‌های زمان واقعی[18]، ۲۸% کلیشه‌های منفی، ۱۲% استفاده سهل‌انگارانه ناسزاگویی، ۴% پاسخ به نژادپرستی، ۲% آزار و اذیت هدفمند، اختصاص‌یافته و توهین‌آمیز. پاسخ‌های زمان واقعی آن‌هایی هستند که همان زمان که در حال اتفاق هستند ،توئیت می‌شوند و نشان‌دهنده بی‌صبری نژادی هستند که در حالت معمول در جامعه کانادا دیده نمی‌شود.

این روش برای طرح‌های محدود جواب می‌دهد و برای طرح‌های گسترده‌تر زمانی که تعداد محققین بیش از یک نفر باشد، امکان‌پذیر است. همچنین محدودیتی که به آن اشاره شد نیز باید در نظر گرفته شود؛ این‌که تعداد کمی از توئیت ها موقعیت جغرافیایی را نشان می‌دهند.

یک تحقیق دیگر از این جنس در سال ۲۰۱۴ توسط اندیشکده دموس[19] انجام شد. هدف این تحقیق با عنوان « رسانه‌های ضداجتماعی »[20] شناسایی ناسزاگویی‌های نژادی در توئیتر بود. در این تحقیق نیز از روش «ای پی آی» استفاده شد و بر اساس نتایج آن، که از میانگین ۱۴۱۰۰ توئیت روزانه استفاده شد، هشت دسته‌بندی از الگوهای مصرف شناسایی شد: کلیشۀ منفی، استفاده سهل‌انگارانه ناسزاگویی، آزار و اذیت هدفمند، اختصاص‌یافته،  توهین‌آمیز، عمل آفلاین، غیرقابل تشخیص و خطا. آنچه این تحقیق به‌طورکلی به آن دست‌یافت، این بود که ناسزاهای نژادپرستانه به اشکال متنوعی در توئیتر مورداستفاده قرار می‌گیرند( هم توهین‌آمیز و هم غیر توهین‌آمیز) و موارد خیلی کمی بودند که تهدید حتمی خشونت تلقی می‌شدند (بارتلت، 2014).

تحقیق دیگری در مورد نژادپرستی در توئیتر مقاله ای با عنوان «جغرافیای نقشۀ تنفر»[21] است که توسط گروهی از محققان دانشگاه هومبولت [22]برلین انجام‌گرفته است. به گفتۀ محققین، اهمیت مناظرات پیرامون قلدری آنلاین و سانسور گفتمان تنفرآمیز آن‌ها را به بررسی شبکه‌های اجتماعی و این‌که چگونه به  کانالی برای گفتمان تنفرآمیز تبدیل‌شده‌اند و همین‌طور چگونه برخی عبارات به‌خصوص برای تحقیر گروه اقلیت به‌طور جغرافیایی استفاده می‌شود،  تشویق کرد. بیش از ۱۵۰ هزار توئیت با موقعیت جغرافیایی موجود کشف شد که علاوه بر توئیت های نژادپرستی، توئیت های ضد هم‌جنس‌گرایی[23] و بیزاری از افراد معلول[24] را نیز شامل می‌شد.

آنچه هر سه تحقیق فوق نشان می‌دهند، این است که شبکه‌های اجتماعی آزاد همچون توئیتر، به برخی کاربران فرصت ابراز احساسات نژادپرستانه را می‌دهند و همین موضوع این نکته را برجسته می‌سازد که پیام‌های تنفرآمیز همچنان در جامعه انتشار داده می‌شوند.

بحث اصلی

در فوریه ۲۰۱۴، در وب‌سایت هاف پست[25] مقاله‌ای منتشر شد که طبق گفته آن، در هر 9 ثانیه، یک نفر یک توئیت بالقوه نژادپرستانه منتشر می‌کند. تعداد زیادی از این توئیت ها در ظاهر نژادپرست هستند، ولی 70 درصد آن‌ها بااینکه از زبان نژادپرستانه استفاده می‌کنند، توهین‌آمیز نیستند و تنها ۲۰۰ الی ۲۰۰۰ مورد از مجموع توئیت های روزانه به‌صورت صریح توهین‌آمیز هستند  و به‌قصد آزار و اذیت افرادی خاص منتشر می‌شوند. طبق گفته این وب‌سایت، برخی از توئیت ها ممکن است به‌ظاهر از زبان نژادپرستانه استفاده نکنند، اما در واقع دارای مفهومی توهین‌آمیز هستند. توئیتر اعلام کرده است که مواردی را که پتانسیل توهین‌آمیز بودن دارند، از فضای توئیتر حذف نمی‌کند؛ بلکه فقط آن دسته از توئیت هایی را حذف می‌کند که قوانین توئیتر را زیر پا می‌گذارند- مثل تهدیدهای مستقیم.

در همین فضایی که روزانه این تعداد توئیت با مضمون نژادپرستی منتشر می‌شود، و در کنار این تویت ها، شاهد توئیت هایی هستیم که لحظه‌به‌لحظه از مردم کشورهای مختلف و رنج‌هایی که می‌کشند، خبر می‌دهد. اگر در گوشه‌ای از جهان جایی سیل آمده باشد، زلزله شده باشد و یا حمله تروریستی شده باشد، در کمتر از یک دقیقه اخبار آن در سراسر فضای مجازی پخش می‌شود و هرکسی که به این فضا دسترسی داشته باشد، از آن باخبر می‌شود. این دسته از اخبار قابلیت ایجاد ترحم و دلسوزی و هم‌دلی را در مخاطبان دارند و فارغ از ملیت افرادی که این بلاها را متحمل می‌شوند، مردمی از کشورهای دیگر با آن‌ها هم دردی می‌کنند. مثلاً در حمله تروریستی داعش به تهران، اخبار آن به سریع‌ترین شکل ممکن در سراسر دنیا پخش شد و در پاریس، برای بزرگداشت کشته‌شدگان این فاجعه، برج ایفل سیاه‌پوش شد و چراغ‌های آن خاموش شد.

بررسی ادبیات نشان می دهد که توئیتر و دیگر فضاهای مجازی ازجمله فیس‌بوک، نقش بسزایی در بهار عربی[26] بازی کردند، به طوری که برخی صاحب نظران تعبیر «انقلاب های توئیتری» را برای بهار عربی به کار بردند. شبکه‌های اجتماعی به همان دسته از افرادی که موردحمله قرار می‌گیرند، این فرصت را می‌دهند  تا صدای خود را به گوش دنیا برسانند. زمانی که این اخبار به گوش دنیا می‌رسد، بدون توجه به دین و مذهب و ملیت افرادی که در حال رنج کشیدن هستند، دلسوزی و همدردی مردم کشورهای دیگر برانگیخته می‌شود. اما چطور می‌شود که همان افرادی که دلسوزی‌شان برانگیخته‌شده است، افرادی که برایشان دل می‌سوزانند را مورد آزار و اذیت قرار می‌دهند؟

می‌توان چنین استدلال کرد که  عدم مواجهه مستقیم افراد در فضای مجازی به برخی از مردم این جرئت و جسارت را می‌دهد تا حرف‌هایی که شاید مستقیم نتوانند مطرح کنند را به شکلی خشن و آزاردهنده مطرح کنند. این مسئله زمانی روشن‌تر می‌شود که می‌بینیم در اکثر مواقعی که قلدری سایبری انجام می‌گیرد، حساب‌های کاربری افرادی که این عمل را مرتکب می‌شوند، ناشناس هستند. پس مشخص می‌شود که افرادی که این کار را می‌کنند، خود تا حدودی حس شرم از کار خوددارند و ترجیح می‌دهند هویت اصلی آن‌ها ناشناس بماند. در مورد لزلی جونز همین اتفاق افتاد. اکثر حساب‌هایی که توئیت هایی علیه او منتشر می‌کردند، ناشناس بودند. حتی در خیلی از موارد این امکان وجود دارد  که چند حساب ناشناس توسط یک نفر تشکیل‌شده باشد؛ چراکه توئیتر این محدودیت را برای اعضایش نگذاشته است تا با یک شماره بتوانند تنها یک حساب کاربری ایجاد کنند. نکته‌ای که درباره این حمله نژادپرستانه باید مورد توجه قرار گیرد، حس برتری برخی نژادها به نژادهای دیگر است. به‌عنوان‌مثال، باوجود ریشه‌کن شدن برده‌داری در آمریکا در سال ۱۸۶۵[27]، همچنان برخی افراد سفیدپوست به سیاه‌پوستان نگاهی نژادپرستانه دارند و آن‌ها را پایین‌تر از خود می‌بینند. در زمان ریاست جمهوری باراک اوباما، که اولین رییس‌جمهور سیاه‌پوست آمریکا بود، بسیاری از مردم آمریکا با سیاست‌های وی مخالفت می‌کردند و او را دوستدار شرقی‌ها و کشورهای خاورمیانه می‌دانستند که ازنظر آن‌ها این‌یک نکتۀ منفی حساب می‌شد. وقتی‌که ترامپ به‌عنوان رییس‌جمهور بعد از او انتخاب شد، پملا تیلور[28]، شهردار یکی از شهرهای ایالت فلوریدا[29]، یک پست در صفحه فیس‌بوک خود منتشر کرد که در آن نوشته بود: «دیدن یک بانوی اول موقر، زیبا و بامتانت در کاخ سفید خیلی طرب‌انگیز خواهد بود. از دیدن یک میمون در کفش پاشنه‌بلند خسته شدم.»گرچه او بعد از انتشار این توئیت نژادپرستانه از کار برکنار شد اما بعداً دوباره بر سرکار آمد و این مسئله نشان‌دهندۀ آن است که این رفتارهای نژادپرستانه از سوی جامعه تحمل می‌شود.

البته نژادپرستی از حالت سابق که فقط  مختص گروه‌های اقلیت بود، درآمده است و امروزه شاهد نژادپرستی سایبری حتی به سفیدپوستان هستیم. این نشان می‌دهد که به‌طورکلی خصومت بین نژادهای مختلف به‌مرور زمان به‌جای کاهش، افزایش‌یافته است و دشمنی بین نژادها اگرچه در دنیای آفلاین ظاهراً کمتر شده ، اما در دنیای آنلاین بیشتر و شدیدتر شده است. همان‌طور که ملیندا اسمیت[30] می‌نویسد، ادب نژادی[31] حکم می‌کند که در مکالمات روزمره و در فضای آفلاین، درباره مسائل نژادی بحث نشود، که این ادب در فضای آنلاین نادیده گرفته می‌شود. حتی اگر محققی برای جمع‌آوری اطلاعات اقدام به آمارگیری و مصاحبه با مردم کند، شاید کمتر کسی بتواند به‌راحتی نظرات قاطعانه و بدون سانسور خود را در مورد نژاد و نژادپرستی اعلام کند.

سونرا توبانی[32]  در کتاب «ملیت در عصر وحشت جهانی»[33] می‌گوید :« گفتمانی وجود دارد که مسلمانان را در یک دوگانگی خوب و بد قرار می‌دهد. مسلمان خوب مسلمانی است که غرب‌زده شده باشد و مسلمان بد مسلمانی است که نفوذ فرهنگی غرب را نپذیرد و آن را رد ‌کند. »توبانی می‌گوید که این افکار از طریق رسانه‌ها طبیعی جلوه شده‌اند. افرادی که ایده­آل‌های غربی را پذیرفته‌اند، کاملاً “انسان” تلقی می‌شوند و احتمال این‌که مورداحترام قرار گیرند، خیلی بیشتر است .البته این استدلال به شفاف‌سازی توئیت های نژادپرستانه کمکی نمی‌کند؛ چراکه فقط  تعدادی از این توئیت ها به مسلمانان به اصطلاح  «بد» حمله می‌کنند. اگر بخواهیم بحث‌ فوق را جمع‌بندی کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که باوجود پیشرفت و توسعۀ نظریۀ جهان وطنی و باوجود پیشرفت فنّاوری اطلاعات و ارتباطات که خبررسانی را در سراسر جهان به سطح مردم و لحظه‌ای تبدیل کرده است، و علیرغم باخبر بودن تمام دنیا از احوالات کشورهای دور و نزدیک، همدلی بین مردم کشورهای مختلف در فضای آنلاین افزایش نیافته است و مفهوم جهان وطنی همچنان برای خیلی از افراد بی‌مفهوم است و همچنان خود را شهروند شهر و کشور خود می‌دانند و نه متعلق به جهان و فرهنگ‌ها و ملیت‌ها و مذهب‌های متفاوت. لذا این فرضیه که نظریۀ جهان وطنی به کمتر شدن نژادپرستی در نسل حاضر کمک کرده و خصومت را بین نژادهای مختلف از بین برده است، مردود است.

نتیجه‌گیری

اگرچه جهان وطنی پدیده‌ای جدید و نوظهور نیست و از زمان یونان باستان به‌مرورزمان شکل‌گرفته و تکامل‌یافته است، هنوز هم برخی از جنبه‌های آن برای افراد غیرملموس است. حتی اگر کسی در ظاهر با ایده جهان وطنی موافق باشد، ممکن است در عمل با آن مخالفت کند و طوری رفتار کند که با آن باورها در تضاد است. یکی از این رفتارها، قلدری سایبری است که طی آن برخی کاربران، با پست‌ها و توئیت های نژادپرستانه خود، افرادی را که کاملاً برایشان غریبه هستند را آزرده می‌سازند. در مقدمه اشاره  شد که این تحقیق قصد دارد به این سؤال پاسخ دهد که آیا مفهوم جهان وطنی می‌تواند نژادپرستی را در نسل‌های آینده ریشه‌کن کند یا خیر و با توجه به تحقیقاتی که ذکر شد و مثال‌هایی که زده شد، شاهد این بودیم که تاکنون چنین اتفاقی نیفتاده است و متأسفانه این پدیده همچنان پابرجاست و حتی شاید خصومت بین نژادها بیشتر هم شده است. با این حساب، در حال حاضر و شاید در سال‌های آتی نزدیک هم نمی‌توان انتظار نابودی کامل نژادپرستی و خصومت بین افراد را توقع داشت ،اما شاید با قرار دادن قوانین جدی‌تر در فضاهای مجازی و شبکه های اجتماعی و نظارت دقیق تر مدیران این شبکه ها، حداقل به افرادی که قصد تحریک کردن حملات سایبری را دارند، میدان کمتری داده شود و با آن ها برخورد جدی تری شود.

منابع

Skrbiš, Zlatko, and Ian Woodward. 2013. Cosmopolitanism: Uses of the idea. London: SAGE.

Kant, Immanuel, Toward Perpetual Peace and Other Writings on Politics, Peace, and History, with essays by J. Waldron, M.W. Doyle, and A. Wood, P. Kleingeld (ed.), D.L. Colclasure (trans.), New Haven: Yale University Press, 2006.

Appiah, Kwame Anthony (2006). “Kindness to Strangers”. Cosmopolitanism: Ethics in a World of Strangers. Issues of our time (1st ed.). New York: W. W. Norton and Co. pp. 155–174. ISBN 978-0-393-06155-0OCLC 475363652.

Appiah, Kwame Anthony (2006). “Moral Disagreement”. Cosmopolitanism: Ethics in a World of Strangers. Issues of our time (1st ed.). New York: W. W. Norton and Co. pp. 45–68. ISBN 978-0-393-06155-0OCLC 475363652

 Mamdani, Mahmood (2004). Good Muslim, Bad Muslim: America, the Cold War, and the Roots of Terror (1st ed.). New York: Pantheon Books. ISBN 978-0-375-42285-0OCLC 53315228

 Nussbaum, Martha C. (1997). Kant and Stoic Cosmopolitanism, in The Journal of Political PhilosophyVolume 5, Nr 1, pp. 1–25

Nhất Hạnh, Thich (1996) [1987]. Kotler, Arnold, ed. Being Peace. Illustrations by Mayumi Oda. Berkeley: Parallax. ISBN 0-938077-97-XOCLC 36745774.

Stepanova, Ekaterina (May 2011). “The Role of Information Communication Technologies in the “Arab Spring”” (PDF). Pircenter.org/Archived (PDF) from the original on 18 May 2015. Retrieved 17 May 2015.

Salem, Fadi, Mourtada. “Civil Movements: The Impact of Facebook and Twitter”. Dubai School of Government. Archived from the original on 16 May 2012. Retrieved 16 May 2012.

Kirkpatrick, David D.; Sanger, David E. (13 February 2011). “Egyptians and Tunisians Collaborated to Shake Arab History”The New York TimesISSN 0362-4331Archived from the original on 1 February 2016. Retrieved 4 February 2016.

Bartlett, J. Reffin, N. Rumball, and S. Williamson, 2014. “Anti-social media,” at http://www.demos.co.uk/files/DEMOS_Anti-social_Media.pdf?1391774638, accessed 4 June 2014.

  1. Rogers, 2014 “Debanalising Twitter: The transformation of an object of study,” In: K. Weller, A. Bruns, J. Burgess, M. Mahrt, and C. Puschmann (editors). Twitter and society. New York: Peter Lang, pp. ix–xxvi.
  2. Sarno, 2009b. “Jack Dorsey on the Twitter ecosystem. Part 2,” Los Angeles Times(19 February), at http://latimesblogs.latimes.com/technology/2009/02/jack-dorsey-on.html, accessed 4 June 2014.
  3. Smith, 2003. “Race matters and race manners,” In: J. Brodie and L. Trimble (editors). Reinventing Canada: Politics of the 21st century. Toronto: Prentice Hall, pp. 108–130.

 Durkheim, Emile. “Individualism and Individuals”: Originally published as “L’individualisme et les intellectuels,” Revue bleue, 4e serie, 10 (1898): 7-13. Translated by Mark Traugott. Article accessed: https://www.scribd.com/document/85771137/Durkheim-Individualism-and-the-Intellectuals

سایت ها

https://www.theatlantic.com/technology/archive/2016/07/twitter-swings-the-mighty-ban-hammer/492209/

https://plato.stanford.edu/entries/cosmopolitanism/

http://www.huffingtonpost.com/2014/02/14/twitter-racism-study_n_4786283.html

[1] Jack Dorsey

[2] Twitter

[3] PBC

[4] Facebook

[5] Leslie Jones

[6] Tweet

[7] Donald Trump

[8] Diogenes

[9] Cynic Movement

[10] The Stoics

[11] Cosmopolitanism

[12] #Hashtagging hate: Using Twitter to track racism online

[13] Trolls

[14] API: a set of functions and procedures that allow the creation of applications which access the features or data of an operating system, application, or other service.

[15] Edmonton, Calgary, Vancouver, Montreal, Toronto and Winnipeg

[16] Hootsuite

[17] Nigger: a contemptuous term for a black or dark-skinned person.

[18] Real time responses

[19] DEMOS: Britain’s leading cross-party think-tank.

[20] Anti-social media

[21] Geography of hate map

[22] Humboldt University in Berlin

[23] Homophobic

[24] Albeist

[25] Huffpost

[26] Arab Spring

[27] 13th Amendment to the U.S. Constitution: Abolition of Slavery

[28] Pamela Taylor

[29] Executive director of the Clay County Development Corp.

[30] Melinda Smith

[31] Race manners

[32] Sunera Thobani

[33] Nationality in the Age of Global Terror

نظر دادن