مطالعات فرهنگی

شرق‌شناسی سایبری

نویسنده: دکتر عبدالله کریم‌زاده، پژوهشگر مطالعات فرهنگی و مطالعات فضای سایبر

 

چکیده

شرق‌شناسی[1] یک پروژه چندین صدساله است که می‌خواهد بین غرب و شرق تقابل ایجاد کند تا از این‌طریق بتواند هژمونی و برتری غرب بر شرق را تثبیت کند. این پروژه کلیشه‌ها و تصویرهایی از شرق تولید کرده است که بر اساس آن‌ها غربی‌ها می‌توانند هژمونی خود را توجیه کنند. در این مقاله نشان‌داده می‌شود که پروژه شرق‌شناسی در عصر مدرن به فضای سایبر کشیده شده است و روایت‌های مربوط به فضای سایبر این فضا را شرقی‌سازی کرده‌اند.

 

کلیدواژه‌ها: شرق‌شناسی، شرقی‌سازی، شرق مجازی، سکس مجازی   

 

مقدمه

طبق گفته «ادوارد سعید»[2]، نظریه‌پرداز و استاد مطالعات شرق‌شناسی، « شرق‌شناسی» یک مفهومی است که در طول جنگ‌های صلیبی‌ شکل گرفته است و درگذر زمان به تولید مجموعه‌ای از کلیشه‌ها و دانش‌ها علیه شرق منجر شده است. این کلیشه‌ها و دانش‌ها مجموعه‌ای از صفات غیرانسانی را به شرقی‌ها نسبت داده‌اند تا به کمک آن‌ها بتوانند بر شرق سلطه پیدا کنند. این مجموعه کلیشه‌ها و دانش‌ها درباره شرق را اصطلاحاً «شرق‌شناسی» می‌نامند.

نخستین برخورد بین غرب و شرق که بذر شرق‌شناسی را پاشید، دوره جنگ‌های صلیبی بین مسلمانان و مسیحیان در قرن هفتم بود. آن زمان، کلیسا اسلام را مصداق شرارت می‌پنداشت و مسلمانان انسان‌هایی شرور قلمداد می‌شدند که می‌بایست ریشه‌کن شوند. این رابطه تقابلی نه‌فقط در میدان جنگ، بلکه همچنین در مجموعه‌ای از دانش‌های شرق‌شناسانه تجلی یافت که تلاش می‌کردند اسلام را با تعابیری منفی تهدیدی علیه مسیحیت معرفی کنند. کلیسای مسیحیت باانگیزه‌ای کاملاً ایدئولوژیک شروع به ترجمه قرآن کرد تا اسلام را یک دین متوحش و عقب‌مانده معرفی کند.

علاوه بر این، آنان  در عصر رنسانس به مطالعه و ترجمه قصه‌ها و اسطوره‌های شرقی روی آوردند تا از دل آن‌ها تصویرها و کلیشه‌هایی علیه شرقی‌ها استخراج کنند. حاصل این پژوهش‌های شرق شناسانه تولید مجموعه‌ای از کلیشه‌ها علیه شرق بود؛ این که شرق یک منطقه عقب‌مانده است و ساکنان آن انسان‌هایی بی‌منطق، منفعل، خشونت‌طلب و متوحش شهوت‌پرست هستند. ادوارد سعید استدلال می‌کند که این مطالعات شرق‌شناسانه یک گفتمان و پروژه استعماری است و تنها هدف آن توجیه این گزاره است که غرب حق دارد بر شرق حکمرانی کند و آن‌ها را به‌اصطلاح متمدن کند.

کلیشه‌های شرق شناسانه فوق‌الذکر به شیوه‌های مختلف توسط غربی‌ها بازتولید و تقویت‌شده‌اند. گاهی سفرنامه‌هایی درباره شرق می‌نویسند، گاهی فیلم‌هایی درباره شرق تولید می‌کنند (مثل فیلم سیصد)، گاهی قصه‌های شرقی که حاوی کلیشه‌های فوق هستند را ترجمه می‌کنند (مثل قصه‌های هزارویک‌شب که سراپا صحنه‌های جنسی مستهجن دارد و شرقی‌ها را آدم‌هایی شهوت‌پرست و لذت‌طلب معرفی می‌کند) و گاهی درباره شرقی‌ها نقاشی می‌کشند (مثل نقاشی حرم‌سراها وزنان زیباروی شرقی). در گزارش حاضر نشان می‌دهیم که پروژه شرق‌شناسی متوقف نشده است، بلکه این بار در عصر مدرن به فضای سایبر کشیده است. استدلال ما در اینجا این است که فضای سایبر به فضایی برای تمرین شرق‌شناسی تبدیل‌شده و شرقی‌سازی شده است. لذا فضای سایبر یک فضای شرق‌شناسانه است.

 

فضای سایبر به‌منزله یک فضای شرق‌شناسانه

ادوارد سعید معتقد است که شرق را « شرقی‌سازی[3]» کرده‌اند. یعنی اینکه شرق موردنظر غرب وجود خارجی ندارد، بلکه ساخته ‌و پرداخته ذهن شرق‌شناسان غربی است. این« شرق مجازی» که نسبتی با نقشه‌های واقعی جغرافیای شرق ندارد، صرفاً در « متون شرق شناسانه» وجود دارد.لذا شرق یک «فضای متنی و مجازی » است. به همین منوال، منتقدان شرق‌شناسی سایبری استدلال می‌کنند که فضای سایبر ذاتاً شرقی نیست، اما «شرقی‌سازی» شده است. به این معنا که شرق‌شناسان تلاش‌می‌کنند تا فضای سایبر را همانند شرق به‌صورت یک فضای عجیب‌وغریب[4]، رؤیایی، جادویی و شهوت‌برانگیز[5] جلوه دهند.

گفتمان شرق‌شناسی یک کتابخانه یا آرشیوی از اطلاعات  درباره شرق است  و شرق به‌مثابه پدیده‌ای که قابلیت آرشیوشدن دارد به یک «جهان متنی[6]» تبدیل‌شده است. در این جهان حتی  ارتباط بین شرق و شرق‌شناس هم  به‌صورت متنی است، یعنی شرق‌شناس به‌صورت مستقیم شرق را لمس و تجربه نکرده است و دانش او درباره شرق صرفاً بر اساس اطلاعاتی است که در متون آمده است. بنابراین، شرق مانند فضای سایبر آرشیوی از اطلاعات است. لذا ادوارد سعید استدلال می‌کند که شرق فقط به‌صورت «فضای مجازی[7]» امکان بقا داشت. روایت‌های فضای سایبر مانند روایت‌های شرق صرفاً در« متون» ساخته و پرداخته شده‌اند، خواه راویان آن‌ها فضای سایبر را مستقیماً لمس و تجربه کرده باشند و خواه نکرده باشند. لذا استدلال می‌شود که فضای سایبر به‌عنوان یک « فضای شرق‌شناسانه» فضایی است که در یک فرایند متنی « برساخته» شده است. این فرایند متنی را در بخش زیر تبیین می کنیم.

 

خاستگاه ادبی فضای سایبر

منتقدان ادبی رمان «جادوگر عصب[8]» نوشته ویلیام گیبسون[9] را متنی می‌دانند که فضای سایبر را  شرقی‌سازی کرده و رؤیای «بدن بدون گوشت[10]» را برای نخستین‌بار تحقق بخشیده است. این متن  نشان می‌دهد که روایت‌های ادبی درباره فضای سایبر افکار عمومی راجع به این فضا را شکل داده‌اند. می‌توان گفت  که فضای سایبر از برخی جهات یک پدیده ادبی است، زیرا همانند شرق یک برساخته ادبی است. رمان «جادوگر عصب»که  در سال 1984 یعنی شش سال پیش از پیدایش وب جهانی نوشته‌شده است، بسیاری از مفاهیم و اصطلاحات مربوط به اینترنت از جمله خود اصطلاح «فضای مجازی»  را  که اکنون متداول شده‌اند ابداع کرده  و الهام‌بخش «واقعیت مجازی» شده است. ویلیام‌گیبسون فضای سایبر را فضایی برای «فرار  انسان از بدن خود» توصیف می‌کند و این توصیف مفهوم اینترنت به‌مثابه مرزهای ذهنی را شکل داده است. قهرمان رمان «جادوگر عصب» از اینکه در فضای سایبر از بدن خود رها می‌شود، به وجد می‌آید و بدن گوشتی را به سخره می‌گیرد. این رمان همان کلیشه‌هایی را که در پروژه شرق‌شناسی علیه شرقی‌ها مطرح است را بازتولید می‌کند.

قهرمان این رمان که یک گاوچران آمریکایی است، هوش و مغز یک انسان نابغه را  می دزدد تا بتواند وارد فضای سایبر شود. اما یک گروه مافیای ژاپنی به او آمپول تزریق می‌کنند تا نتواند وارد فضای سایبر (که همچنین  فضای ماتریکس نام دارد) شود. در اثر تزریق این آمپول، گاوچران آمریکایی دچار آسیب عصبی می‌شود. او تصمیم می‌گیرد که از طریق قوس الکتریکی و برق گرفتگی دست به خودکشی بزند، اما یک زن ژاپنی سامورایی (که یک سایبورگ است) او را نجات  می‌دهد. پس از آن، گاوچران آمریکایی از طریق یک نرم‌افزار وارد هوش مصنوعی  (که اسم واقعی‌اش جادوگر عصب است) می‌شود. او با کمک یک برنامه ویروسی ساخت چین جادوگر عصب را هک می‌کند. در سرتاسر این رمان، گاوچران آمریکایی بین «واقعیت»، «فضای سایبر» و «شبیه‌سازی» جست‌وخیز می‌کند.

در این رمان، فضای سایبر به‌گونه‌ای ترسیم‌شده است که در آن نبوغ آمریکایی (انسان غربی) بر نبوغ ژاپنی (انسان شرقی) تفوق می‌یابد. گاوچران آمریکایی به یک ذهن بدون بدن تبدیل می‌شود، اما انسان شرقی  با بدن سایبورگی (تلفیق انسان و ماشین) نشان داده می‌شود تا طبق کلیشه‌های شرق‌شناسانه بتواند شرقی‌ها را موجوداتی عجیب و غریب و جادویی جلوه دهد. نکته جالب این است که جنس این سایبورگ مؤنث است. همان طور که در پروژه شرق‌شناسی هم غرب را «مردانه» و شرق را «زنانه» توصیف می‌کنند تا دلیل تجاوز غرب به شرق را توجیه کنند. در اینجا نیز، فضای سایبر که از جنس سایبورگ است، زنانه توصیف می‌شود. گاوچران آمریکایی با ورود به فضای سایبر درواقع  به شرق تجاوز می‌کند  و قلمرو شرقی‌ها را تسخیر می‌کند.

بازنمایی فضای سایبر در این رمان با برساخته‌های متنی درباره شرق که در آثار شرق‌شناسان دیده‌می‌شود، توازی دارد. ازنظر شرق‌شناسی، شرق هرگز نمی‌تواند یک سوژه باشد و همیشه باید یک ابژه باقی بماند. مثلاً در اینجا فقط گاوچران آمریکایی است که می‌تواند وارد فضای سایبر شود، اما ژاپنی‌ها (شرقی‌ها) نمی توانند وارد این فضا شوند. این کلیشه شرق شناسانه همچنین به این صورت بازتولید و تقویت‌ شده است: ژاپنی‌ها صرفاً تقلیدکننده محض تکنولوژی هستند، نه تولیدکننده آن، ژاپنی‌ها مثل ماشین هستند، ژاپنی‌ها کارگرهایی ایده‌آل هستند. این قبیل کلیشه‌ها درواقع تأکید بر این کلیشه شرق‌شناسانه دارد که «شرقی‌ها سوژگی ندارند». آن‌ها به تقلیدکنندگان فرو کاهیده می‌شوند تا تصویر «سوژه امپریالیستی[11]» تثبیت شود. در فضای سایبر ، شرقی‌ها باید به اطلاعات فرو‌کاهیده شوند تا گاوچران آمریکایی  بر روی آنها پژوهش کند. یعنی برخلاف شرقی‌ها که فقط بدن شهوت برانگیزشان در فضای سایبر حضور دارد، غربی‌ها فقط ذهنشان در این فضا حضور دارد و بدن آن‌ها نامرئی است و کسی نمی‌تواند آن‌ها را ابژه نگاه خود قرار دهد (آن‌ها فقط سوژه هستند).

روایت‌های فضای سایبر برای فهم‌پذیری خود به فهم‌ناپذیری شرق متکی هستند. نویسندگانی مانند ویلیام گیبسون که تلاش می‌کنند شبکه‌های کامپیوتری را برای دیگران خوانش پذیر بکنند، به شرق متوسل می‌شوند، به‌عنوان سرزمینی که به‌آسانی به اطلاعات تقلیل می‌یابد و به‌قدری عجیب‌وغریب است که می‌تواند خواننده را آکنده از اطلاعات بکند.

شرقی‌سازی فضای سایبر و ورود به فضای سایبر به‌مثابه ورود به دنیای شهوت برانگیز شرق صرفاً به مفاهیم ادبی اینترنت مربوط نیست. سایت‌های شرق‌شناسانه سفارش عروس به صورت آنلاین از قبیل «Asian Rose Tours» لیستی از دختران زیباروی شرقی را به بازدیدکنندگان پیشنهاد می‌دهند. سایت‌های شرق‌شناسانه مستهجن هم تصاویری از زنان سفیدپوست شرقی  را درحالی‌که دست‌وپاهایشان بسته است عرضه می‌کند. مضمون این سایت‌های پورنوگرافی شرق شناسانه این است که زنان شرقی مطیع هستند و به‌آسانی تسلیم مردان غربی می‌شوند (بازدیدکنندگان این سایت‌ها مردان غربی هستند).

این سایت‌های پورنوگرافی که در آن زنان شرقی ابژه نگاه خیره مردان غربی قرار می‌گیرد، همسو با شرق‌شناسی کلاسیک است که ادوارد سعید درباره آن چنین می‌گوید: « هر چیزی درباره شرق، بی بندوباری جنسی  را در ذهن غربی‌ها متبادر می‌کرد». این مطلب «بی بندو باری جنسی» در اینترنت را برای راهبران اینترنت یادآوری می‌کند. دلیل مجاب‌کننده دولت‌ها برای سانسور اینترنت همین پورنوگرافی و زیاده‌روی در بی‌بندوباری جنسی است. «سکس مجازی» مصداق بارز رؤیاهای شرق‌شناسانه اینترنت است. «کلئو اودزر[12]» در کتاب «فضاهای مجازی: سکس و شهروند مجازی» (239) اشاره می‌کند که «مردان غربی با زنان فاحشه تایلندی عشق‌بازی می‌کنند با همان خونسردی‌ای که ما با معشوقه‌های سایبری خود عشق‌بازی می‌کنیم». استعاره «سفر مجازی» در اینترنت مفهوم «اینترنت به‌منزله یک فضای تفریحی» را تداعی می‌کند. فضایی تفریحی که در آن موازین اخلاقی به‌صورت موقت به حالت تعلیق درمی‌آید و لذت طلبی و بی‌بندوباری حاکم می‌شود و هویت‌های پنهانی ما جایگزین هویت‌های رسمی ما می‌شود.

 

جمع بندی و نتیجه گیری

مقاله حاضر نشان می‌دهد که پروژه استعماری شرق‌شناسی با قدمتی چندین صد ساله که سلطه غرب بر شرق را دنبال می‌کند، هرگز متوقف نشده است، بلکه در دوره‌های مختلف با مظاهر متفاوت ظاهر شده است. در عصر دیجیتال، این پروژه به فضای سایبر کشیده شده است و همان کلیشه‌هایی که در شرق‌شناسی کلاسیک مطرح بوده‌اند، اکنون در فضای سایبر در حال بازتولید شدن هستند. در این مقاله استدلال شد که  فضای سایبر ذاتاً شرقی نیست، بلکه شرقی‌سازی شده است و اکنون تمام کلیشه‌های شرق‌شناسانه از جمله «بی بندو باری جنسی» در این فضا دنبال می‌شود. برای همین است که هر روز شاهد ظهور قارچ‌گونه سایت‌های مستهجن و توسعه پروژه «سکس مجازی» هستیم.

 

پانوشت‌ها

 

  1. Orientalism
  2. Levine, P. (2000). Orientalist sociology and the creation of colonial sexualities. Feminist Review, 65(1), 5-21.
  3. Orientalized
  4. Exotic
  5. Erotic
  6. Textual world
  7. Virtual space
  8. Neuromancer
  9. William Gibson
  10. Body without meat
  11. سوژه امپریالیستی به این معناست که فقط امپریالیسم جهانی به رهبری غرب می تواند سوژه و مغز متفکر باشد و جهان را مدیریت کند و بقیه کشورهای جهان به خصوص شرقی ها باید فقط ابژه و نظاره گر و منفعل و مطیع غرب  باشند.
  12. Cleo Odzer

 

 

 منابع و ارجاعات

Butler, A. M. (2005). William Gibson: Neuromancer (pp. 534-543). Blackwell Publishing Ltd.

Odzer, C. (1997). Virtual spaces: Sex and the cyber citizen. Berkley Publishing Group.

Sanders, Leonard Patrick (2008). Postmodern orientalism: William Gibson, cyberpunk and Japan, A doctoral thesis at Massey University, New Zealand.

Levine, P. (2000). Orientalist sociology and the creation of colonial sexualities. Feminist Review, 65(1), 5-21.

 

نحوۀ ارجاع به این مقاله

کریم‌زاده، عبداله. (1395، 30 مرداد). شرق‌شناسی سایبری. مجله دیجیتالی سایبرپژوهی، 1، (7-1).

 

استفاده از مطالب این مقاله فقط با ذکر منبع بلامانع است.

 

نظر دادن