نقد و بررسی بازی

قرائتی نقادانه از بازی رایانه‌ای «انقلاب ۷۹ ایران» بر اساس نظریه  فراتاریخ

توسط cyberpajoohi

نگارنده: مهسا یزدانی، دانشگاه تهران 

چکیده

در این تحقیق دلالت‌های فرهنگی و ایدئولوژیکی مغشوش شدن مرز بین تخیل و واقعیت در بازی رایانه‌ای “انقلاب ۷۹ ایران”، که با تولید یک ضد روایت سعی داشته است روایت رسمی و مسلط جامعه ایرانی از این رویداد را به چالش بکشد، از منظر نظریه فراتاریخ هیدن وایت بررسی خواهد شد. این بازسازی با استفاده از مصاحبه‌های متعدد با افرادی که در زمان انقلاب اسلامی در ایران حضور داشتند، شکل‌گرفته است و به همین دلیل پایه و اساس آن از واقعیت نشئت‌گرفته است، ولی درعین‌حال با جا دادن برخی عوامل خلاف واقعیت درجاهایی از این روایت، طوری در آن تغییر ایجادشده است که در نگاه اول به چشم نمی‌آید. اما با استناد به نظریه فراتاریخ می­توان تا حدودی این روایت سازی را رمزگشایی کرد.

کلمات کلیدی: بازی رایانه‌ای، انقلاب ۱۹۷۹، فراتاریخ، هیدن وایت

مقدمه

بازی رایانه‌ای «انقلاب ۷۹ ایران» اولین بار در سال ۲۰۱۶ به بازار آمد. طراحان این بازی از تصاویر واقعی مربوط به دوران پیروزی انقلاب اسلامی ایران الهام گرفته و با بازسازی قسمت‌هایی از بازی در خیابان‌های تهران سعی کرده‌اند تا حد زیادی تهران مجازی را به تهران واقعی نزدیک کنند. در این بازی چیزی تحت عنوان جبهه‌ی مطلقاً خیر و جبهه‌ی مطلقاً شر وجود ندارد، بلکه این بازیکن است که با تصمیم‌هایی که در طول بازی می‌گیرد، می‌تواند بین این دو جبهه انتخاب کند.

شخصیت اصلی این بازی، فردی به نام رضا شیرازی است که ما از نگاه او و با دوربین او تصاویر را می‌بینیم. او عکاسی بااستعداد است که در خارج از کشور تحصیل می‌کند، اما در اوج مبارزات انقلابی سال ۵۷ مردم ایران، به وطن خود بازمی‌گردد. در طول بازی، در حین این‌که بازیکن مشغول به عکاسی از صحنه‌های مختلف تظاهرات و درگیری‌ها می‌شود، نکاتی واقعی از انقلاب ایران برای او بازگو می‌شود. اعضای گروه طراحان بازی همچنین برخی از صحنه‌های بازی را در خیابان‌های تهران بازسازی کرده‌اند تا تهران در بازی دقیقاً شبیه به تهران واقعی سال ۱۹۷۹ باشد. این بازی به تقریر سازندگان آن شامل قسمت‌هایی تاریک از انقلاب ایران است که بازیکن را تحت تأثیر قرار می‌دهد. بیشتر تصاویری که در این بازی به چشم می‌خورند، برگرفته از تصاویر واقعی مربوط به آن دوران است که توسط امثال رضا گرفته‌شده‌اند. نزدیکی زیاد بازی به واقعیت به بازیکن این حس را می‌دهد که واقعاً در آن زمان قرارگرفته است و در تظاهرات و شلوغی‌های آن دوران شرکت می‌کند. به دلیل نشان دادن برخی از صحنه‌های خشونت‌آمیز، به‌خصوص بازجویی‌های زندان اوین، این بازی در ایران ممنوع است.

بازیکنان این بازی می‌توانند از میان نقش‌های مختلفی که در بازی ارائه می‌شود، هر گرایش‌های سیاسی و یا مذهبی را که دوست دارند، انتخاب کنند و بر اساس آن گرایش، انقلاب را به مسیر دلخواه خود رهبری کنند. تاکنون فقط سه نقش از مجموع ده نقشی که این بازی وعده داده بود، برای انتخاب بازیکنان وجود دارد. این سه نقش شامل سه شخصیت تئوکرات، دموکرات و ایرانی همکار با آمریکایی‌ها است. کریم نراقی مترجم ارتش آمریکا و درصدد تلاش برای آزادی گروگان‌ها، حسین محمد جعفری، طرفدار آیت‌الله خمینی و خواستار ایجاد حاکمیت دینی و تئوکراسی در کشور، و لاله وایگانی، مخالف ایجاد حکومت دینی در کشور و طرفدار ایجاد دموکراسی. در این بازی، هیچ جناحی مطلقاً خوب و یا بد نیست، بلکه این بازیکن است که با تصمیم‌های مکرری که در طی بازی می‌گیرد، می‌تواند هر جناحی را در جایگاه خوب یا بد قرار دهد.

 زمانی که بازیکن در نقش کریم نراقی قرار بگیرد، می‌تواند از سه‌راه تیم خود را برای اجرای عملیات وارد ایران کند؛ راه اول این‌که با هلیکوپتر تیم ویژه‌ی نظامیان آمریکایی وارد مرز ایران شود، راه دوم این‌که از طریق مرز عراق و تحت پوشش سربازان صدام حسین وارد شود و راه سوم این‌که از طریق مرز افغانستان و با حمایت سربازان طالبان وارد کشور شود. انتخاب هرکدام از این سه راه نتیجه‌ی بازی را برای بازیکن تغییر خواهد داد. به گفته‌ی خوانساری، زمانی که بازیکن در نقش مترجم وارد ایران می‌شود، باید با تغییر هویت دادن به یک دانشجوی مخالف رژیم شاه و ارتباط با برخی از عناصر انقلاب مأموریتش را انجام دهد. در طول بازی انتشار اخباری مانند احتمال بروز جنگ بین ایران و عراق هم گنجانده‌شده است و انتشار آن درروند کلی بازی تأثیر می‌گذارد.

گیم پلی این بازی بیشتر شامل عناصری همچون دیپلماسی فعال، مخفی‌کاری، سرقت، اتومبیل‌رانی، حمله‌های کوچک با باطوم به گروه‌های دیگر، مبادلات کالا و خریدوفروش و حل پازل است. امکان انجام اعمال غیرقانونی نیز در این بازی وجود دارد. به‌عنوان‌مثال، می‌توانید با پرداخت رشوه به مأموران، آن‌ها را وادار به چشم‌پوشی از فعالیت‌های خودکرده و به این صورت مسیر پیروزی خود را هموارسازید. یکی از ویژگی‌های این بازی این است که بازیکن می‌تواند در صورت مواجهه شدن با مشکلی جدی بر سر راه عملیات، افرادی از گروه خود را قربانی کند و با تسلیم کردن این افراد به گروه‌های دیگر، جان خود و همچنین جان افراد دیگر در گروه خود را نجات دهد و از ادامه‌ی مأموریت اطمینان خاطر پیدا کند.

پیرنگ داستان

بازی از سال ۱۳۵۹ شروع می‌شود، زمانی که دو سال از انقلاب اسلامی گذشته است و رضا شیرازی، عکاس خبری باذوق، هجده سال دارد. رضا از خانواده‌ای وابسته به رژیم طاغوت است که برای تحصیل به آلمان رفته بوده و در روزهای انقلاب به ایران برگشته است. مأموران انتظامی رضا را در مخفی گاهش غافلگیر می‌کنند و او را به زندان اوین می‌برند، جایی که شهید لاجوردی از او بازجویی می‌کند. رضا که در زمان انقلاب از طرفداران انقلاب بود و برای براندازی شاه می‌کوشید، بین همکاری با لاجوردی، که در بازی با عنوان «حاج‌آقا» نام‌برده می‌شود، و یا عدم همکاری با او بلاتکلیف است. بازی مدام بین زمان حال و گذشته در نوسان است، و در این لحظه رضا به سال ۵۷ برمی‌گردد و با دوست خود، بابک آزادی، که قبلاً کارگر خانه‌شان بوده است، در خیابان‌های تهران و بین معترضان گام برمی‌دارد و عکاسی می‌کند.

رضا در جریان تظاهرات با پسرعمویش، علیرضا شیرازی، برخورد می‌کند. او از انقلابیونی است که به سازمان مجاهدین خلق پیوسته است و سعی می‌کند رضا را وادار کند به‌طرف مأمورانی که بین مردم آمده‌اند و در حال شلیک کردن هستند، سنگ پرتاب کند. در این میان، بابک سعی می‌کند او را از این کار منصرف کند و در اینجا رضا باید تصمیم بگیرد که کدام راه را انتخاب کند. در همین حین، وقتی یکی از رهبران انقلاب به نام عباس چاقو می‌خورد، رضا و بابک فرار می‌کنند و بعد عباس توسط علیرضا و بی‌بی گلستان بدرقه می‌شود. بی‌بی گلستان زنی توده‌ایست که مدیریت هسته مرکزی انقلاب، شامل همه‌ی گروه‌های مبارز، از توده‌ای و مجاهدین خلق گرفته تا ملی‌گراها و کمونیست‌ها و مذهبیون را برنامه‌ریزی و هدایت انقلاب را بر عهده دارد. همین گروه برنامه‌ریزی تجمع ۱۷ شهریور را در میدان ژاله عهده‌دار بودند و رضا رسماً به عضویت این گروه درمی‌آید.

وقتی رضا دوباره به زمان حال بازمی‌گردد، حاج‌آقا برادر او را که از ارتشی‌های رژیم شاهنشاهی بوده و برای ساواک کار می‌کرده است، می‌آورد و با شکنجه‌ی او قصد اعتراف گرفتن از رضا، درباره‌ی جایگاه بی‌بی گلستان، را دارد. دوباره زمان به گذشته برمی‌گردد و رضا عباس را می‌بیند که از او می‌خواهد خائنی که از میان انقلابی‌ها به او چاقو زده است را کشف کند. دراین‌بین، مأموران به مخفیگاه آنان حمله می‌کنند و رضا مجبور می‌شود عجولانه نام یکی از اطرافیان عباس را حدس بزند و وقتی به حال بازمی‌گردد، حاج‌آقا به او می‌گوید که حدسش نادرست بوده است و زمان کوتاهی بعدازآن او را کشته‌اند.

در مخفی گاه، رضا توسط مأموران دستگیر می‌شود، ولی برادرش حسین سر می‌رسد و از او جایگاه علیرضا را می‌پرسد. او از دادن این اطلاعات خودداری می‌کند. حسین او را به خانه‌ی پدری‌شان می‌برد. روز بعد، وقتی رضا و بابک به خیابان‌ها می‌روند، می‌فهمند که حکومت‌نظامی اعلام‌شده است و وقتی‌که به معترضین می‌پیوندند، توسط مأموران تهدید می‌شوند که باید متفرق شوند، اما معترضین همچنان میدان را ترک نمی‌کنند و مأموران هم شروع به تیراندازی می‌کنند. علیرضا تیر می‌خورد و رضا به سمت او می‌رود تا زخمش را ببندد، بی‌بی و بابک علیرضا را داخل کوچه‌ای می‌برند و حسین سر می‌رسد. حسین اسلحه‌اش را به سمت علیرضا می‌گیرد و می‌خواهد به خاطر جرم‌هایی که مرتکب شده است، به او شلیک کند. علیرضا نیز اسلحه‌ی خود را به روی او می‌گیرد و رضا در این میان سعی دارد که آن دو را از هم جدا کند. وقتی مأموران دوباره شروع به تیراندازی می‌کنند، رضا باید تصمیم بگیرد کدام‌یک را نجات دهد؛ علیرضا یا حسین. اگر حسین را نجات دهد حسین او را به نزدیک‌ترین بیمارستان هدایت می‌کند و از او تشکر و قدردانی می‌کند. علیرضا چه رضا نجاتش دهد چه رهایش کند، می‌میرد. بی‌بی و رضا بابک را که در تیراندازی مجروح شده است به بیمارستان می‌برند، اما او مدت‌زمانی نمی‌گذرد که در اثر شدت جراحت جان می‌دهد.

وقتی بازی به زمان حال برمی‌گردد، سرنوشت رضا بر اساس رفتارش با حسین در طول بازی رقم می‌خورد. اگر رضا با حسین بدرفتاری کرده باشد، حاج‌آقا حسین را آزاد می‌کند و او به رضا حمله می‌کند و شروع به خفه کردن او می‌کند تا موقعیت بی‌بی را اعتراف کند. اگر رضا با حسین رفتار خوبی را در طول بازی داشته باشد، حاج‌آقا حسین را می‌کشد و سپس اسلحه‌اش را به سمت رضا می‌گیرد تا موقعیت بی‌بی را اعتراف کند.

سؤال تحقیق

مغشوش شدن مرز بین تخیل و واقعیت در بازی رایانه‌ای «انقلاب ۷۹» که روایت مسلط و رسمی جامعه از تاریخ انقلاب اسلامی ایران را واسازی و شالوده شکنی می­کند، به تقریر هیدن وایت(۱۹۸۷)[1] که نظریه فراتاریخ[2] را مطرح کرده است، چه دلالت‌های فرهنگی و ایدئولوژیکی می‌تواند داشته باشد؟

چهارچوب نظری

هیدن وایت، تاریخ‌نگار و منتقد ادبی که نظریه «فرا تاریخ»[3] را مطرح کرده است، پوزیتیویستی بودن، رئالیستی بودن و عینیت-مبنا بودن تاریخ را به چالش می‌کشد و بر روایت-مبنا بودن تاریخ تأکید می‌کند. او برخلاف پوزیتیویست ها که قائل به تقابل‌های دوگانه‌ای از قبیل عینیت/ذهنیت، حقیقت/کذب و واقعیت/داستان هستند، معتقد است که تاریخ‌نگاران «رژیم‌های حقیقت» گذشته تاریخی را از طریق روایت‌ها و مجازها بر می­سازند. تاریخ از دیدگاه وایت یک عمل گفتمانی و بلاغی است، نه عمل بیرون کشیدن واقعیت‌های عینی و مسلم. او واقعیت وقایع تاریخی را انکار نمی‌کند، اما استدلال می‌کند که هرگونه ادعای واقعیت-مبنایانه وقایع گذشته در روایت‌های آن وقایع برساخته می‌شود. تاریخ‌نگار هیچ دسترسی به وقایع گذشته ندارد، بلکه فقط به گفتمان‌هایی دسترسی دارد که حقایقی را درباره گذشته ادعا می‌کنند. از این منظر، تاریخ اساساً یک کنش متنی و روایی است. وقتی تاریخ‌نگاران رخدادهای گذشته را توصیف می‌کنند، درواقع درباره این حرف می‌زنند که روایت‌های دیگر چگونه داستان گذشته را نقل کرده‌اند.

پیش‌فرض وایت این است که تاریخ‌نگاری دلالت‌های ایدئولوژیک دارد. او در کتاب «محتوای صورت: گفتمان روایت-مبنایانه و بازنمایی‌های تاریخی»[4] (۴:۱۹۸۷) اشاره می‌کند که روایت‌های تاریخی و سایر بازنمایی‌های گذشته همگی ایدئولوژیک هستند، زیرا ترویج‌دهنده دیدگاهی درباره گذشته هستند که با توجه به ماهیت متنی و روایی تاریخ‌نگاری، نمی‌توان به عینیت-مبنا یا واقعیت-مبنا بودن آن مشروعیت بخشید. او همچنین در کتاب «فرا تاریخ: تخیل تاریخی در اروپای قرن نوزدهم»[5] (۱۹۷۳) استدلال‌های خود را پیرامون ماهیت روایی تاریخ مطرح می‌کند و روایت ادبی را ضروری‌ترین ابزار تاریخ‌نگاری معرفی می‌کند. وایت برخلاف تمایز ارسطویی بین واقعیت و داستان (که بر تاریخ‌نگاری معاصر تسلط یافته است)، تاریخ را تفسیر می‌داند، تفسیری که شکل روایت به خود گرفته است. او بین علم به‌منزله تبیین و تاریخ به‌منزله تفسیر تمایز قائل می‌شود تا از غرور علمی تاریخ پرده بردارد. وایت علیه این غرور می‌تازد و اظهار می‌کند که تاریخ همانا روایتی تاریخی است، نوعی گفتمان است که تفاسیر رخدادهای گذشته را به شیوه‌ای بلاغی مطرح می‌کند.

وایت در نظریه «مجازشناسی» (tropology) خود که در کتاب «فراتاریخ» مطرح‌شده است، مجاز را شیوه‌ای از تفکر می‌داند که روایت‌های تاریخی از آن برای برساختن گفتمان استفاده می‌کنند. وایت با واکاوی تاریخِ تاریخ‌نگاری، نشان می‌دهد که متون تاریخی دوره‌های مختلف چگونه از مجازها بهره جسته‌اند. به نظر وایت، یکی از رسالت‌های اصلی تاریخ‌پژوه این است که کشف کند چه مجازهایی استفاده‌شده و پیامدهای ایدئولوژیک آن‌ها چه بوده است. ازنظر وایت، نگارش تاریخ مستلزم به عاریت گرفتن عناصر داستان است. هر تاریخ‌نگاری دست به «پیرنگ سازی» می‌زند و گذشته را به‌صورت یک متن داستانی برای ما روایت می‌کند. یعنی روایت‌های تاریخی مانند روایت‌های ادبی دارای پیرنگ هستند. وایت به تقلید از نورتروپ فرای چهار نوع ساختار پیرنگ را در روایت‌های تاریخی شناسایی می‌کند: رمانس، کمدی، تراژدی و هجو. روایتی که تاریخ‌نگار از طریق پیرنگ سازی می‌آفریند، در خدمت تفسیر رخدادهای گذشته است.

ازنظر وایت، هر متن تاریخی به معنای اخص کلمه متضمن یک فرا تاریخ است و فراتاریخ چیزی نیست، مگر شبکه‌ای از تعهدهایی که تاریخ‌نگار هم‌زمان با تفسیر نویسی باید آن تعهدات را در سطوح مختلف زیبایی‌شناسی (انتخاب الگوهای پیرنگ سازی)، اخلاقی (انتخاب‌های ایدئولوژیک) و معرفت‌شناختی (انتخاب شیوه تبیین) جاری کند و مطابق با گفتمانی که به آن تعلق دارد، دست به انتخاب بزند. بنابراین، از دیدگاه وایت، مسئله تاریخ‌نگاران این نیست که «واقعیت‌ها چه هستند»، بلکه این است که «واقعیت‌ها چگونه توصیف‌شده‌اند» تا یک شیوه تبیینی را بر دیگری ترجیح دهند.

پیشینه تحقیق

بررسی ادبیات موجود نشان می‌دهد که تابه‌حال هیچ نقد دانشگاهی و معتبری درباره بازی رایانه‌ای «انقلاب ۷۹ ایران» نگاشته نشده است. تنها موردی که یافت شد، جلسه نقد و بررسی این بازی در دانشکده خبرگزاری فارس بود که در اردیبهشت سال ۱۳۹۵ برگزار شد. در این نشست علی صابونچی مدیر موسسه آرماگدون و بابک کرباسی بازی‌ساز و نماینده کارگروه بازی‌های رایانه‌ای حضور داشتند و بازی ۱۹۷۹ را موردنقد و بررسی قراردادند. صابونچی درباره‌ی این بازی گفت که انقلاب ۱۹۷۹ یک بازی نیست، زیرا عناصر اصلی و استانداردهای لازم یک بازی را ندارد و ازنظر گرافیکی و داستانی نقاط ضعف اساسی دارد. او در ادامه گفت که این بازی فقط قصد تحریف تاریخ را دارد و با دیالوگ‌هایی که بین شخصیت‌های بازی ردوبدل می‌شود، سعی می‌شود تا حرف‌هایی به مخاطبان القا شود. این بازی سعی می‌کند به بازیکن نشان دهد که می‌تواند سرنوشت انقلاب ایران را تعیین کند، ولی درنهایت الگوریتمی خاص طراحی می‌شود که تنها اهداف خاص سازندگان بازی را به بازیکن القا می‌کند.

صابونچی گفت که در این بازی مراحل طوری پیش می‌روند که نشان بدهند درواقع اسلام‌گراها انقلاب ایران را مصادره کردند. در طول بازی، دائماً لوگوی مجاهدین خلق دیده می‌شود و با استفاده‌ای فکر شده از این لوگوها درواقع این‌گونه بیان می‌شود که انقلاب توسط سازمان مجاهدین خلق انجام‌شده است. این پروژه درواقع یک بازی نیست، بلکه یک بیانیه سیاسی است.

دلالت‌های ایدئولوژیک بازی ۱۹۷۹ از دیدگاه نظریه فراتاریخ

نتیجه‌ای که از نظریه فراتاریخ به دست می‌آید، این است که هر تاریخ‌نویسی می‌تواند بر اساس اولویت‌بندی‌های شخصی خود و بر اساس گفتمان و ایدئولوژی‌ای که به آن تعلق‌خاطر دارد، تاریخ را از نو و از دیدگاهی نو بنویسد. درباره‌ی انقلاب سال ۵۷ ایران هم، بازنویسی‌های متفاوتی بر اساس ایدئولوژی‌های تاریخ نویسان وجود دارد. بازی انقلاب ۱۹۷۹ با استفاده از عکس‌های واقعی مایکل ستبون که در زمان انقلاب در ایران حضورداشته است و از صحنه‌ها عکاسی می‌کرده است، سعی می‌کند به بیننده این حس را بدهد که هر آنچه در این بازی مشاهده می‌کند، عین واقعیت است، درصورتی‌که برخی از نکات با واقعیت مغایرت دارند. به‌عنوان‌مثال، در این بازی هیچ روحانی‌ای دیده نمی‌شود و تنها از آن‌ها با عنوان آیت‌الله نام‌برده می‌شود، ولی در هیچ جای بازی دیده نمی‌شوند و به حاشیه رانده‌شده‌اند. فقط در برخی قسمت‌های بازی، عکس‌هایی از آیت‌الله شریعتمداری و امام خمینی دیده می‌شوند و نوارهای سخنرانی آیت‌الله شریعتمداری و امام خمینی بین مردم دست‌به‌دست می‌شوند. نقش روحانیون در رهبری مردم در این بازی نادیده گرفته‌شده است، و حتی یک مسجد و یا روحانی در جریان انقلاب دیده نمی‌شود.

نقش بازاریان و قشر سنتی مذهبی آن زمان نیز در این بازی خیلی کم‌رنگ و حتی درجاهایی مخالف جریان‌های انقلابی نشان داده می‌شود. مثلاً در قسمتی از بازی شخصیتی به نام «عباس»، یکی از رهبران هسته مرکزی انقلاب توسط فردی ناشناس با یک چاقوی مخصوص قالی‌بافی مورد ضرب و جراحت قرار می‌گیرد و عباس با دیدن این چاقو می‌گوید که این وسیله فقط در فرش‌فروشی‌های بازار پیدا می‌شود و بدین‌وسیله به بازیکن این‌گونه القا می‌شود که بازاریان با جریان انقلاب همراه نبودند و حتی برخی خشونت‌ها و خیانت‌های زمان انقلاب را به بازاریان نسبت می‌دهد.

هم‌چنین لوگوی سازمان مجاهدین خلق که در بسیاری از قسمت‌های بازی، چه روی دیوارها و چه روی لباس تظاهرات کنندگان و انقلابیون دیده می‌شود، این پیام را القا می‌کند که انقلابیون اکثراً از سوی این سازمان بوده‌اند و پس از انقلاب، اسلام‌گرایان انقلاب را مصادره کرده‌اند.

و در آخر، تصویری که از شهید لاجوردی در این بازی نشان داده می‌شود، بخشی از تصویرسازی منفی این شخصیت است: تصاویری از قبیل شکنجه زندانیان با باطوم برقی، خفه کردن رضا با تسبیح و تهدید برادر رضا با چاقو و اسلحه برای اعتراف گرفتن از او در پیدا کردن مخفیگاه بی‌بی گلستان.

در سرتاسر بازی، ظاهراً گزینه‌هایی پیش روی بازیکن قرار می‌گیرد که می‌تواند از میان آن‌ها انتخاب کند و این خود یک محدودیت است، چراکه جز این گزینه‌ها بازیکن راه چاره‌ی دیگری ندارد، حتی اگر با هیچ‌کدام از گزینه‌های پیش رو موافق نباشد، مجبور است برای ادامه‌ی بازی یکی را بالاجبار برگزیند؛ و بعد به او این حس داده می‌شود که واقعاً در جریان انقلاب نقش داشته است، درصورتی‌که این‌یک حس کاذب است. چراکه انقلاب مربوط به سال ۵۷ است و او دیگر نمی‌تواند نقشی در آن داشته باشد. درواقع، هدف سازندگان این بازی نوعی آمارگیری بوده است، به این شکل که می‌خواسته‌اند با استفاده از یک بازی رایانه‌ای، نسل جدید را محک بزنند و تمایل یا عدم تمایل آن‌ها برای حمایت از انقلاب را بسنجند.

منابع و استنادات:

Narcisse, Evan (April ۵, ۲۰۱۶). “۱۹۷۹ Revolution: Black Friday: The Kotaku Review”KotakuGawker MediaArchived from the original on April ۲۰, ۲۰۱۶. Retrieved April ۲۰, ۲۰۱۶.

Todd, Andrew (April ۲۶, ۲۰۱۶). “۱۹۷۹ Revolution: Black Friday review”GameplanetArchivedfrom the original on April ۲۶, ۲۰۱۶. Retrieved April ۲۶, ۲۰۱۶.

 Rad, Chloi (April ۲۱, ۲۰۱۶). ۱۹۷۹ Revolution: Black Friday Review”IGNZiff DavisArchived from the original on April ۲۲, ۲۰۱۶. Retrieved April ۲۴۲۰۱۶.

Holpuch, Amanda (November ۱۴, ۲۰۱۳). “Frag-counter revolutionaries: Iran ۱۹۷۹ revolution-based video game to launch”The GuardianGuardian Media Group. Archived from the original on May ۱, ۲۰۱۶. Retrieved May ۱, ۲۰۱۶.

Volpe, Joseph (January ۲۶, ۲۰۱۵). “How a former Rockstar developer is leading a revolution in gaming”EngadgetAOLArchived from the original on May ۱, ۲۰۱۶. Retrieved May ۱, ۲۰۱۶.

Montagne, Renee (April ۲۰, ۲۰۱۶). “Already A Movie Topic, Iran’s Revolution Is Now A Video Game”NPRArchived from the original on May ۱, ۲۰۱۶. Retrieved May ۱, ۲۰۱۶.

A New Video Game Drops Players Into the Chaos of the Iranian Revolution”Vice NewsVice Media. April ۶, ۲۰۱۶. Archived from the original on April ۶, ۲۰۱۶. Retrieved May ۱, ۲۰۱۶.

 iNK Stories (April ۵, ۲۰۱۶). ۱۹۷۹ Revolution: Black FridayMicrosoft Windows & OS X. iNK Stories. Level/area: “High Noon”.

 iNK Stories (April ۵, ۲۰۱۶). ۱۹۷۹ Revolution: Black FridayMicrosoft Windows & OS X. iNK Stories. Level/area: “He Who Kills My Brother”.

Flynn, Kerry (April ۲۴, ۲۰۱۶). “Why ‘۱۹۷۹ Revolution’ Creators Built A Game Based On Iranian Revolution”International Business TimesIBT MediaArchived from the original on April ۲۵, ۲۰۱۶. Retrieved April ۲۵, ۲۰۱۶.

Parkin, Simon (December ۱۱, ۲۰۱۳). “A Truly Revolutionary Video Game”The New YorkerCondé NastArchived from the original on May ۱, ۲۰۱۶. Retrieved May ۱, ۲۰۱۶.

“Iran plans to block websites offering “۱۹۷۹ Revolution””Tehran Times. April ۱۷, ۲۰۱۶. Archived from the original on April ۲۵, ۲۰۱۶. Retrieved April ۲۵, ۲۰۱۶.

White, Hayden V., ۱۹۲۸-. Metahistory: the historical imagination in nineteenth-century Europe. Baltimore : Johns Hopkins University Press, ۱۹۷۳.

                                                                                                    سایت ها:

http://www.armageddon.ir/vdca.unyk۴۹nyo۵k۱۴.html

http://www.farsnews.com/imgrep.php?nn=13950201000774

http://www.fardanews.com/fa/news/۵۱۲۸۵

http://users.ox.ac.uk/~spet۲۰۱/lectures/histlink/whiteho.html

http://www.us-iran.org/news/۲۰۱۶/۹/۸/iran-chat-interview-with-navid-khonsari-developer-of-the-game-۱۹۷۹-revolution-black-friday

https://jamescungureanu.wordpress.com/۲۰۱۴/۳/۹/narrative-and-history-hayden-whites-philosophy-of-history/

[1] Hayden White

[2] Metahistory

[3] White, H. (۱۹۷۵). Metahistory: The historical imagination in nineteenth-century Europe. JHU Press.

[4] White, H. (۲۰۰۹). The content of the form: Narrative discourse and historical representation. JHU Press.

[5] White, Hayden V., ۱۹۲۸-. Metahistory: the historical imagination in nineteenth-century Europe. Baltimore : Johns Hopkins University Press, ۱۹۷۳.

نظر دادن